با نام و یاد خدای مهربان ... یا الله ... یا حسین ع...
سلام .
حس میکنم بازم جایی امن تر و دلنشین تر از وبلاگ نیس که بخوام یه چیزایی بنویسم ..
و حس میکنم این وبلاگ ماندگارتر میشه و همراه تره ...
فردا روز خاصیه ...
قراره واسه اولین بار عازم یه سفر خاص بشم ...
میدونی حس خوبیه که آقا بهت اجازه ی ورود بده ....
ارزشمنده خیلی .....
استرس دارم ولی یه استرس شیرین ....
ته دلم قرصه ...
اخه آقا هوای زائرهاشو داره ....
اماما خیلی هوامونو دارن ...
هنوز یادم نرفته همین چند روز پیش که از مشهد برمیگشتیم ...توی راه برگشت کمردرد بدی گرفتم همش توی این فکر بودم که توی قطار چطوری میخوام تحمل کنم و چطوری راحت باشم ... ولی به طرز عجیبی همه چی دست به دست هم داد که کوپه ی قطار ما سه نفره باشه ....
و فقط خودمون بودیم و من خیلی خیلی راحت تر تونستم با کمردردم کنار بیام ... امام رضا به من لطف داشت ...
چقدر حس خوبیه که پست اولم رو با شرح سفر کربلام شروع کردم ... شرح سفر کربلام شرح پیاده روی اربعینم ...ان شاء الله ...
چقدر ذوق دارم واسش .... میدونی از کیه منتظر این فرصت بودم ....
الانم که دارم مینویسم هنوز باورم نمیشه که شد ....
خدایا شکرت ....
چی میتونست ارزشمندتر از این سفر این لحظه ها به من داده بشه ....
میدونی چقدر خوشحالم اصلا قند توی دلم جدی جدی اب میشه ...
اقا ازت ممنونممممم....